هواپیما – مسطح شارلیز ترون امریکایی سینمایی

هواپیما – مسطح: شارلیز ترون امریکایی سینمایی بازیگران سینمای دوربین بازیگر امریکا پروژه پاریس سینما

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی این کابینه زد و بندی است / احمد نقیب‌زاده

همراهی بی بدیل بهارستانی ها در اعطای رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دولت دوازدهم حاکی از همسویی و همکاری مشفقانه علی لاریجانی با حسن روحانی بود. بعد از آنک

این کابینه زد و بندی است / احمد نقیب‌زاده

احمد نقیب زاده: این کابینه زد و بندی است

عبارات مهم : سیاسی

همراهی بی بدیل بهارستانی ها در اعطای رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دولت دوازدهم حاکی از همسویی و همکاری مشفقانه علی لاریجانی با حسن روحانی بود. بعد از آنکه 17 منهای یک نفر از وزرای پیشنهادی با کسب بیش از 200 رای اعتماد راهی پاستور شدند، بعضی احزاب و اشخاص اصلاح طلب واژه « اتحاد » را جهت نمایش همراهی و همکاری میان لاریجانی و حسن روحانی به کار بردند و خاطر نشان کردند که باید از این وحدت حمایت کرد.

این کابینه زد و بندی است / احمد نقیب‌زاده

اتحادی که در یک سوی آن علی لاریجانیِ اصولگرا واقع شده است است و دیگر سویش حسن روحانی حاضر است که حامیانش را اصلاح طلبان تشکیل می دهند. طرفداران اندیشه حمایت از وحدت میان لاریجانی و روحانی بر این باورند که اکنون کشور نیازمند عملگرایی است ، از همین روی باید گفتمان های سیاسی را کنار گذاشت. آن ها از «تقدم استراتژی بر ایدئولوژی » سخن می گویند و به دفاع از کابینه ای می پردازند که اصلاح طلبی از آن رنگ باخته و در عوض در طیف رنگی آن، اصولگرایی غلبه یافته است.

حال با توجه به این دیدگاه، از یک سو این پرسش در اذهان شکل می گیرد که اتخاذ رویکرد برتری روش بر گفتمان، قابل پذیرش است یا خیر و از دیگر سو این اندیشه به افکار متبادر می شود که در بزنگاه انتخابات ریاست جمهوری 1400 در شرایط کاندیداتوری علی لاریجانی، اصلاح طلبان باید از این صورت اصولگرا مبتنی بر تقدم استراتژی بر ایدئولوژی حمایت کنند یا آنکه در جهت حفظ گفتمان خود به طرفداری از اشخاص جریان سیاسی اصلاح طلب بپردازند. جهت یافتن پاسخ این ابهامات، آفتاب یزد به سراغ دکتر احمد نقیب زاده، تئوریسین جریان چپ و استاد تمام گروه علوم سیاسی دانشگاه پایتخت کشور عزیزمان ایران رفته هست. دکتر نقیب زاده در شمار موافقان تئوری «تقدم عملکرد بر گفتمان» قرار دارد. دلایل این پژوهشگر علوم سیاسی و همینطور نگاهش به کابینه فراجناحی روحانی یا به باور او کابینه « زد و بندی» در ادامه آمده هست. از همین روی، شما را به مطالعه این گفتگوی تفصیلی دعوت می نماییم.

همراهی بی بدیل بهارستانی ها در اعطای رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دولت دوازدهم حاکی از همسویی و همکاری مشفقانه علی لاریجانی با حسن روحانی بود. بعد از آنک

برخی احزاب و اشخاص اصلاح طلب، این روزها از تقدم استراتژی بر ایدئولوژی صحبت می کنند. به این معنا که دیگر باید فراموش کنیم افراد دارای چه رویکرد و نگاه سیاسی هستند و تنها عملکردها را مورد توجه قرار دهیم. شما چنین دیدگاهی را می پذیرید؟

اینکه شما دارای نگاهی ایدئولوژیک باشید یا عملگرا بسته به تحلیل تان از اوضاع و شرایط حاکم بر کشور هست. خود من از ابتدا قائل به این بودم که کشور ما در وضعیتی نیست که بخواهد نزاع های ایدئولوژیک را تحمل کند. در شروع باید این مملکت را ساخت و یک مبانی اولیه ای فراهم کرد، بعد از آن شما به بحث های ایدئولوژیک یا راهبردهای سلیقه ای می پردازید. بعد از مدت ها تجربه کردن بیهوده بودن نزاع های ایدئولوژیک، احزاب به این نتیجه رسیده اند که باید به کارکرد و اعمال توجه کرد.

در دنیا تقدم استراتژی بر ایدئولوژی رخ داده است؟

بله. نمونه های زیادی وجود دارد. اساساً در کشورهایی که در حال گذار و درحال پیشرفت هستند، یکی از اقداماتی که خردمندان ارزش کرده اند و به درد خورده، آن بوده است که وارد نزاع های سیاسی نشده اند. به عنوان نمونه در دهه 1960 دوگل به طور کلی از اینگونه بحث ها پرهیز داشت و کمر همت بربسته بود تا فرانسه را از نو بسازد و این کار را هم کرد.

این کابینه زد و بندی است / احمد نقیب‌زاده

اینگونه نزاع های ایدئولوژیکی مخصوص دوران وفور و رفاه هست. یعنی شما به مراحلی از توسعه دست می یابید سپس بر سر اینگونه پرسشها به جنگ و نزاع می پردازید. البته در مورد خود توسعه و پیشرفت هم نگاه های ایدئولوژیک گاه مطرح می شود و بحث بر سر این است که چه رویکردی مفیدتر است یا سریعتر به نتیجه می رسد. به عنوان نمونه بعضی توسعه سیاسی و بعضی تقدم توسعه اقتصادی را مطرح می کنند ولی هر جامعه ای باید بداند که توسعه، باید هماهنگ باشد و اگر نباشد، نوعی تزلزل در ارکان به وجود می آید و اینگونه نیست که شما به توسعه اقتصادی بپردازید و توسعه سیاسی را به کل رها سازید.

وقتی جامعه به یک قدری از رفاه و پیشرفت اقتصادی رسید ، خود به خود پرسشها سیاسی هم مطرح می شود. شما نگاه کنید به چین. سیاستی که این کشور در پیش گرفت این بود که ما وضع معیشتی مردم را ارتقا می دهیم و از نظر صنعتی جهش های اساسی خواهیم کرد ولی وارد بحث های سیاسی نمی شویم. به مجرد اینکه قدم هایی در راه پیشرفت اقتصادی برداشته شد خود به خود آن طبقه متوسطی که شکل می گیرد و سطح آموزشی که به وجود می آید، بحث های ایدئولوژیک و نگاه های سلیقه ای را هم به دنبال دارد. در اینجاست که باید تدابیری اندیشید تا اینها دور از هم نباشند و توسعه در همه ابعاد و ارکان انجام شود و اگر هم شخصیتی نسبت به یکی از ابعاد فرهنگی، سیاسی و اقتصادی اولویت قائل می شود باید بداند که جنبه موقتی دارد و باید بداند که بعد از مدتی به سایر وجوه هم توجه کند.

همراهی بی بدیل بهارستانی ها در اعطای رای اعتماد به وزرای پیشنهادی کابینه دولت دوازدهم حاکی از همسویی و همکاری مشفقانه علی لاریجانی با حسن روحانی بود. بعد از آنک

جلسات رای اعتماد به وزرای پیشنهادی دولت و همین طور کسب حداکثر آرا به وسیله وزرا از نمایندگان، حاکی از حمایت همه جانبه مدیر مجلس و همراهی او با روحانی بود. حزب عاملان این همراهی را «اتحاد میان روحانی و لاریجانی» نامیده هست. آیا اصلاح طلبان باید از این «اتحاد» حمایت کنند؟

یک نوع مسائلی در سطح کلان کشور ایجاد شده است که خود به خود در سطوح پایین تر هم اثر گذاشته هست. قدمی که علی لاریجانی به سمت حسن روحانی برداشت هم جهت اصلاح طلبان و هم جهت عمل گرایان میمون و مبارک تلقی شد و اینکه یک نفر از اصولگرایان مواضع اعتدالی تر را در پیش گرفته هست، می تواند امری خیر باشد ولی در خصوص اینکه اصلاح طلبان باید از این اتفاق حمایت کنند یا نه، من فکر می کنم اصلاح طلبان با همین رویکرد همین الان هم حمایت می کنند و اعتقاد هستند که این گامی را که آقای لاریجانی برداشته است می تواند آنها را یک قدم به پیروزی نزدیک تر کند و این روند الگویی شود جهت شخصیت های دیگری از جناح اصولگرایان ولی در پاسخ به اینکه اصلاح طلبان رویکردی اتخاذ کنند، باید بگویم که به باور من اصلاح طلبان یک مقدار درحال عوض کردن جهت دادن هستند و درصددند تا به لایه ها و اقشار پایین جامعه توجه کنند.

اساسا یک رویکرد عملگرایانه که در جهت توسعه و حل پرسشها کشور باشد، می تواند مورد استقبال همه گروه ها و جناح های کشور قرار بگیرد. من فکر می کنم مشکلاتی که متوجه کشور است منجر به نزدیکی مردها شده است است و آنها متوجه شده است اند که اگر این همکاری صورت نگیرد، ممکن است که با شرایط بسیار ناگواری روبه رو شوند که کاملا هم درست هست. ولی نهایتا اصلاح طلبان دارای مطالباتی هستند که تا به حال آقای روحانی به آنها پاسخ نداده است و من فکر می کنم مدیر جمهوری باید بداند که به پشتیبانی آنها نیازمند است جهت اینکه جناح برابر اگر او را تنها ببینند فقط در یک صورت با او مماشات خواهند کرد، در صورتیکه آقای روحانی به سمت آنها متمایل شود. ولی اگر بخواهد مستقل باقی بماند با ضربات کاری به سراغش خواهند رفت.

این کابینه زد و بندی است / احمد نقیب‌زاده

به همین منظور هم به حمایت اصلاح طلبان نیازمند است و باید هوای آنها را داشته باشد. تا حالا آنچه که از روحانی دیده شد این بود که هیئت دولتش زیاد جنبه تکنوکراتیک دارد که به رویکرد آقای روحانی و کارگزارانی ها نزدیک تر است و می تواند بافایده هم واقع شود ولی اساسا جهت گیری جامعه و نیروهای سیاسی به سمت اصلاحات است و نیروهای اصولگرا هیچ حرفی جهت گفتن ندارند و می خواهند جامعه را از حرکت بازدارند و چیزی ندارند که ارائه بدهند و بخواهند از نقطه A به نقطه B برسند. به همین علت هم فقط نق می زنند و ایراد می گیرند. در حالی که جامعه به شدت تشنه اصلاحات است و رویکردهای اصولگرایانه را حتی در پرسشها روزانه تحمل نمی کند؛ اینکه زن ها نباید وارد استادیوم ها بشوند یا کنسرت ها باید لغو شوند. تا حد زیادی این اظهارنظرهایشان حوصله مردم را سر برده است و من فکر می کنم اصولگرایان در یک وادی ناکجاآباد نشسته اند و هیچ برنامه ای جهت آینده کشور ندارند و صلاح ارزش در این است که هیچ حرکت و پیشرفتی صورت نگیرد جهت اینکه هر حرکتی به جلو با ریزش نیروهای آنها روبه رو خواهد شد. ما به اصولگرایان می گوییم: نیروهای میرنده تاریخ.

در قرن نوزدهم، اروپا هر لحظه شاهد چنین شرایطی بود. به جای اصولگرایان ، اشراف چنین نگاهی داشتند و این رویکرد در حالی اتخاذ می شد که جوامع اروپایی انقلاب صنعتی را پشت سر گذاشته بودند و به سرعت داشتند متحول می شدند و آنها از هر تحولی بیمناک می شدند و برخود می لرزیدند. الان هم اوضاع اصولگرایان همین است و چاره ای ندارند جز اینکه یک تجدیدنظر اساسی در رویکرد خود کنند و بدانند که جامعه صبر نمی کند و نمی ایستد تا آنها اظهار شادمانی کنند یا نکنند. جامعه به سرعت در حال تحول است و خیلی از شعارهایی که اصولگرایان می دادند، بیهودگی خود را به اثبات رسانده و تکرار این ها مردم را خسته کرده هست. در نتیجه من اگر جای آقای روحانی بودم سرم را پایین می انداختم و پرسشها را حل می کردم و زمینه های صنعتی شدن کشور را فراهم می ساختم و با این نیروهای اصولگرا هم درگیر نمی شدم جهت اینکه هیچ احتیاجی به درگیری با آنها نیست؛ اصولگرایان خود به خود در حال ریزش و فروپاشی هستند.

اگر در انتخابات 1400 روحانی و لاریجانی در یک صف بایستند و لاریجانی کاندیداتوری خود را اعلام کند و در بزنگاه انتخابات به بیان شعارهای اصلاح طلبانه بپردازد، آیا اصلاح طلبان حاضرند پشت سر این صورت اصولگرا بایستند؟

بسته به شرایط آن روز، چینش نیروها و کاندیداهایی که در آن وقت مطرح می شوند باید تصمیم گیری کرد ولی در شرایطی که گزینش بین فردی مثل جهانگیری و لاریجانی باشد، قطعا اولویت با جهانگیری است جهت آنکه ته مانده های ذهنی آقای لاریجانی اصولگرایی است که همین اصولگرا بودنش هم نوعی وقت طلبی بوده است و منجر به بدگمانی می شود. اینکه نیروهای اصلاح طلب تا چه حد بتوانند به آقای لاریجانی اطمینان کنند من فکر می کنم این تصمیم باید بسیار محتاطانه صورت بگیرد. باید در خاطر داشته باشند که اگر لاریجانی خود را به سمت اصلاحات سوق داده به علت آن است که پیروزی عملگرایان و اصلاح طلبان را دیده است و همان شم وقت طلبی به او حکم کرده که به این طرف بیاید و صحنه را نبازد. اگر ایشان مخالفت می کرد خودش از صحنه از بین بردن می شد. این است که آقای لاریجانی عنصر چندان مطلوبی نمی تواند جهت اصلاح طلبان باشد مگر اینکه در یک طرف آقای جلیلی قرار بگیرد و آقای رئیسی و در طرف دیگر آقای لاریجانی، طبعا در آن وقت همه به سوی آقای لاریجانی روی می آورند.

آقای دکتر! اطراف آینده حزب عاملان این روزها مباحث بسیاری مطرح می شود. آیا این حزب سیاسی بعد از درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی همچون سابق حائز اثرگذاری در میان مردم است؟

گفته می شود این حزب اعتبار خود را از آیت الله می گرفته و اکنون با درگذشت بنیان گذارش دیگر تاثیر خود را از دست داده است.

حزب که نباید متکی به بنیان گذارش باشد. یکی از شرایط تحزب آن است که طول عمر حزب باید از بنیان گذارانش زیاد باشد ولی طبعا حضور آیت الله رفسنجانی جهت این حزب مثمرثمر بود. البته هم اکنون هم عاملان فعالیت خود را دارد. به نظر من رویکردی که واقعا به درد جامعه می خورد، آن چیزی است که عاملان از آن دم می زند، فارغ از اینکه آن را اجرایی کند یا نه! ما الان به کسی نیاز داریم که بیاید پاشنه کفش خود را بکشد و مملکت را بسازد. شما نگاه کنید به حرف هایی که مردم می زنند. اوضاع را فشل می بینند و معتقدند که مبارزه ای علیه فساد و کم کاری آنچنان که باید صورت نمی گیرد و قطار بر روی ریل خود به خوبی حرکت نمی کند. مردم طرفداری می کنند از کسی که با سخت گیری و اراده محکم بیاید و مملکت را جلو ببرد.

این خواسته در سطوح و لایه های متفاوت اجتماعی وجود دارد. در چنین شرایطی حزب عاملان با همین رویکرد و همین برنامه وارد صحنه شد. آقای هاشمی رفسنجانی هم که یک رجل سیاسی بسیار فرهیخته و فهمیده ای بود و می دانست که چه باید کند، همین رویکرد را داشت ولی متاسفانه حسادت ها از یک سو و از دیگر سو اینکه من اگر نباشم هیچ کس نباشد، موجب آن شده است است که حملاتی به این حزب شود. به نظر من عاملان هنوز استخوان دار است و می تواند رجال برجسته ای را به خود جلب کند . عاملان دست کمی از سایر احزاب داخل کشور عزیزمان ایران ندارد.

آقای دکتر! در یکی از گفت وگوهایتان با آفتاب یزد فراجناحی بودن کابینه دولت یازدهم را ناموفق دانستید. حال کابینه دوازدهم نیز شاهد حضور اشخاص ناهمگون هست. عاملان و بعضی اصلاح طلبان بر این باورند که باید به عملکرد نگاه کرد نه به جناح سیاسی و اگر تمام اعضای کابینه برخوردار از یک سمت و سوی سیاسی بودند، برایشان حاشیه ایجاد می شد. نظر شما در اینباره چیست؟

نه کابینه دولت یازدهم و نه کابینه دولت دوازدهم هیچ کدام فراجناحی نبودند بلکه کابینه اضطراری بودند. یعنی روحانی با تنگناهایی که وجود داشت افرادی را در آخرین لحظات گزینش کرده هست. مقصود من از فراجناحی بودن این است که افراد تکنوکرات غیر ایدئولوژیک را روی کار بیاورید و شروع به کار کردن کنید و محکم پیش روید. در چنین شرایطی موفق هستید ولی اگر بخواهید یک نوع کابینه «زد و بندی» سرهم کنید و هر گروهی را راضی نگه دارید، در چنین شرایطی کارکرد خوبی هم نخواهید داشت. البته اگر می توانست یک کابینه یکدست و از یک جناح خاص گزینش کند، کارکرد مفیدتری داشت.

می دانید که ماکس وبر سه نوع مشروعیت جهت نظام های سیاسی قائل است که یکی عقلانی است که مردم خودشان تصمیم می گیرند، یکی سنتی است و دیگری کاریزماتیک است ولی یک نوع مشروعیت دیگر هم به آن اضافه کرده اند و آن، مشروعیت کارکردی هست. شما اگر خوب کار انجام دهید مردم به ریشه هایتان کاری ندارند که از کجا آمده اید، می گویند خوب کار می کند و خود به خود این اتفاق مشروعیت می آفریند. این اتفاق در سرنوشت فعلی جهت همه کشورها از همه مهم تر است که شما چگونه عمل می کنید. مردم انتظار دارند کاری انجام شود، در نتیجه همه این موارد را که در کنار هم بگذاریم، به این نتیجه دست می یابیم که آیا این کابینه می تواند گام های اساسی را به جلو بردارد یا نه.

من فکر می کنم ضعف هایی در کار هست. اینکه شما چند وزارتخانه بی اهمیت را به پاره ای از آدم ها بسپارید آنچنان مهم نیست ولی وظیفه وزارتخانه های اساسی باید مشخص شود. همه بر سر وزارت ارتباطات حرف و حدیث دارند و یک سوالاتی برایشان مطرح است یا بر سر وزارت دادگستری همینطور. تنها وزارتخانه ای که کسی اطراف آن سخنی نمی گوید وزارت امور خارجه است که امتحان خود را بعد داده است از همین روی، متاسفانه با ضربه هایی که به آقای روحانی وارد آمد، مجبور به کوتاه آمدن شد و با ساز دل اصولگرایان کنار آمد.

ولی خود روحانی این فشارها را تکذیب می کند. او چه در مراسم تحلیف و چه در گفت وگوی تلویزیونی خود قاطعانه وجود هرگونه فشاری را انکار کرد.

اصلا و ابدا چنین چیزی نیست. ما به حرف که کاری نداریم. در برابر افکار عمومی که نمی شود همه حقایق را گفت. بعد چطور می گوید سه وزیر زن گزینش کردیم ولی نشد! نشد یعنی چه؟ یعنی اینکه نگذاشتند. مورد نیاز نیست روحانی بگوید من تحت فشار نبوده ام. این حرف هایی که براساس مصلحت بیان می شود را اصلا نباید گفت! ما تحلیل خودمان را با شاخص های مورد اعتماد خودمان داریم. روحانی بسیار هم تحت فشار گروه ها بوده و تحت فشار هم نمی توان یک کابینه درست و حسابی چید.

بهتر نیست آقای روحانی جهت جلب اعتماد افکار عمومی هم که شده است دوباره به همان روحانی وقت انتخابات ریاست جمهوری که بی پروا و با صراحت سخن می گفت، تبدیل شود؟

مملکت در چنین شرایطی دچار هرج و مرج می شود. دور تا دور کشور عزیزمان ایران نیروهای متخاصم حضور دارند و داعش و رفتارهای بین المللی از هر سویی فشار وارد می کنند. چاره ای جز مصلحت اندیشی نیست ولی جهت برطرف این نقیصه باید در قانون اساسی تغییراتی ایجاد کرد و سیستم را آپدیت کرد.

این اتفاق موجب انباشت نارضایتی ها می شود. اینکه مردم به آقای روحانی امیدهایی داشتند به علت ایستادگی ها و مقاومت هایش بود ولی واقعا بر اثر آن ایستادگی ها چه اتفاقی افتاد. اینکه بیرون از گود بنشینیم و بگوییم لنگش کن و عقده های دل مان را با مرده باد و زنده باد این گونه خالی کنیم، فایده ای ندارد. ایستادگی ها باید خروجی هم داشته باشد. بالاخره دست عده ای کوتاه شود و عده ای هم کم تر مداخله کنند. بعضی شخصیت های سیاسی مرغ ارزش یک پا داشته و حرف ارزش عوض کردن ناپذیر بوده هست. این یک بیماری فراگیری است که متاسفانه از دیرباز وجود داشته است.

اخبار سیاسی – آفتاب یزد

واژه های کلیدی: سیاسی | لاریجانی | اصلاح طلب | حسن روحانی | اصولگرایان | اصلاح طلبان | اعضای کابینه | علی لاریجانی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz